واژه‌جو
معنی وحشی | ناظر و منظور | رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیده شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده | واژه‌جو