واژه‌جو
معنی وحشی | ناظر و منظور | ناقه خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال | واژه‌جو