واژه‌جو
معنی وحشی | ناظر و منظور | نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبه کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن | واژه‌جو