واژه‌جو
معنی وحشی | ناظر و منظور | یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن | واژه‌جو