واژه جو

وحشی | گزیده اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا نگذاشت به درد دل افکار مرا چون سوی چمن روم که از باد بهار دل می‌ترقد چو غنچه، بی‌یار، مرا

معنی وحشی | گزیده اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳ | واژه جو