وحشی | گزیده اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آن شمع که دوش بود تب تا سحرش صحت پی رفع تب در آمد ز درش تب از بدنش راهگریزی میجست فصاد جهاند از ره نیشترش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آن شمع که دوش بود تب تا سحرش صحت پی رفع تب در آمد ز درش تب از بدنش راهگریزی میجست فصاد جهاند از ره نیشترش