وحشی | گزیده اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
امشب همه شب ز هجر نالان بودم با بخت سیه دست و گریبان بودم قربان شومت دی به که همره بودی کامشب همه شب به خویش گریان بودم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
امشب همه شب ز هجر نالان بودم با بخت سیه دست و گریبان بودم قربان شومت دی به که همره بودی کامشب همه شب به خویش گریان بودم