واژه‌جو

وحشی | گزیده اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن سرو که جایش دل غم پرور ماست جان در غم بالاش گرفتار بلاست از دوری او به ناخن محرومی سد چاک زدیم سینه جایش پیداست

معنی وحشی | گزیده اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷ | واژه‌جو