وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۱۲۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر چند ناز کردی، نیازم زیاده شد دردم فزود و سوز و گدازم زیاده شد هر چند بیش کشت به ناز و کرشمهام رغبت به آن کرشمه و نازم زیاده شد باز آمدی و شعله شوقم به جان زدی کم گشته بود سوز تو بازم زیاده شد درد تو کم نشد ز سفر بلکه سد الم از رنج راه دور و درازم زیاده شد وحشی به فکر چشم غزالی به هر غزل انگیز طبع سحر طرازم زیاده شد