وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۱۳۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
اینست کزو رخنه به کاشانه من شد تاراجگر خانه ویرانه من شد اینست که میریخت به پیمانه اغیار خون ریخت چو دور من و پیمانه من شد اینست که چشمتر من ابر بلا ساخت سیل آمد و بنیاد کن خانه من شد اینست که چون دید پریشانی من، گفت: وحشی مگر اینست که دیوانه من شد