وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۳۵۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر چه کردم ذوقها از آشناییهای او انتقام از من کشید آخر جداییهای او اله اله این دل است آن دل که وقتی داشتم یاد آن اظهار قرب و خودنماییهای او حسرت آن مرغ کز خرم بهاری دور ماند میتوان کردن قیاس از بینواییهای او ما و تو هم درد و هم داغیمای مرغ چمن تو ز گل مینال و من از بیوفاییهای او وحشی و امید وصل و امتحان خود به صبر عاقبت کاری کند صبرآزماییهای او