وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۳۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
لطف پنهانی او در حق من بسیار است گر به ظاهر سخنش نیست، سخن بسیار است فرصت دیدن گل آه که بسیار کمست و آرزوی دل مرغان چمن بسیار است دل من در هوس سرو و سمن رخساریست ورنه برطرف چمن سرو و سمن بسیار است یار ساقی شد و سد توبه به یک حیله شکست حیله انگیزی آن عهد شکن بسیار است وحشی از من مطلب صبر بسی در غم دوست اندکی گر بودم صبر ز من بسیار است