وخامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وخامة. [ وَ م َ ] (ع مص ) وخیم بودن . (اقرب الموارد). گران شدن . (تاج المصادر بیهقی ). گرانبار و ناموافق گردیدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ گران وناگوار شدن طعام . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ناگوارنده شدن . (دهار). گران و ناگوارد شدن طعام . (منتهی الارب ). ناگوار شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ وخامة بلد؛ شایسته ٔ سکنا نشدن آن . (ناظم الاطباء).
وخامه . [ وَ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر، در یکهزارگزی راه فرعی اتومبیل رو خلف آباد به شادگان . واقع در دشت . گرمسیر مالاریائی . سکنه ٔ آن ٢٤٠ تن و آب آن از رودخانه ٔ جراحی تأمین می شود. ساکنین از طایفه ٔ سادات هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).