ورانداز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ. اَ) (اِ.) ۱- اندازه (جامه و غیره). ۲- نقشه، مسوده.(وَ اَ) (اِمص.) بازدید، تخمین.مترادفها و واژههای مرتبطبازدید، بررسی، تخمین، ملاحظه، نگاهاجمالیواژه قبلی: ورانبرواژه بعدی: ورانداز کردن