واژه جو

ورخچ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ورخچ . [ وَ رَ ] (ص ) زشت و زبون و پلید و کریه المنظر. (آنندراج ) : نامم همای دولت شهباز نصرت است نی کرکس ورخچ و نه زاج تخجّم است . خاقانی (ازآنندراج ). پیش دلشان سپهر و انجم این بود ورخچ و آن تخجّم . خاقانی .

معنی ورخچ | واژه جو