ورزه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ زَ)(اِ.)۱ - کار کردن. ۲- مهارت. ۳- حصول. ۴- کوشش. ۵- زراعت. ۶- صنعت، حرفه.واژه قبلی: ورزندهواژه بعدی: ورزکار