ورساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورساز. [ وَ ] (اِخ ) نام ولایتی است در ماوراءالنهر. (آنندراج ). نام جایی و مقامی و ولایتی است . (برهان ) : تو کشیدی به جانب ورساز لشکر انبه و سپاه گران . عبدالواسع جبلی .
ورساز.[ وَ ] (ص ) مردمی ظریف و آراسته . (برهان ). مردم ظریف و زیبا و مقطع و آراسته و زیرک و هوشیار. (ناظم الاطباء). ◄ صاحب و خداوند ساز، چه ور به معنی صاحب و خداوند آمده است . (برهان ) (ناظم الاطباء).