ورشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است. ج. وراشین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است. ج. وراشین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورشان . [ وِ ] (ع اِ) ج ِ وَرَشان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ورشان شود.
ورشان . [ وَ رَ ] (ع اِ) پرنده ای است که آن را به فارسی مرغ الهی گویند و آن کبوتر صحرایی است . (برهان ) (آنندراج ). قمری . (منتهی الارب ). ساق حرّ. (قاموس ). کبوتر دشتی . (زمخشری ) (اقرب الموارد). گوشت آن خفیف تر از گوشت کبوتر است . (منتهی الارب ). کبوتر کوهی . ج، وراشین . (مهذب الاسماء). مؤنث آن ورشانة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : هر روز کلنگ را نفیر دگر است مسکین ورشان با بم و زیر دگر است . منوچهری . ◄ حملاق العین الاعلی . ◄ (ص ) کبیر و بزرگ . (اقرب الموارد).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه