واژه جو

ورشکست شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ورشکست شدن . [ وَ ش ِ ک َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مفلس شدن . افلاس پیدا کردن . به افلاس دچار گشتن . ورشکستن . نادار و پریشان گشتن .

معنی ورشکست شدن | واژه جو