ورغلمبیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ غُ لُ بِ دَ)(حامص.) ورقلمبیدن، ورغلنبیدن ؛ ورم کردن، دچار برآمدگی و قوز شدن.واژه قبلی: ورغلانیدگیواژه بعدی: ورفان