وروازه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وروازه . [ وَرْ زَ /زِ ] (اِ) ورواره . غرفه . (صحاح الفرس ) : بر سر هرکوی جوانمردوار نقب برون آرم و وروازه ... سوزنی . ظاهراً صورت دیگری از ورواره است . رجوع به ورواره شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وروازه . [ وَرْ زَ /زِ ] (اِ) ورواره . غرفه . (صحاح الفرس ) : بر سر هرکوی جوانمردوار نقب برون آرم و وروازه ... سوزنی . ظاهراً صورت دیگری از ورواره است . رجوع به ورواره شود.