وسوسه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وسوسه کردن . [ وَس ْ وَ س َ / س ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تولید وسوسه . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به وسوسة شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
اغوا کردن، تطمیع کردن، گمراه کردن پیشنهاد کردن، نمایش دادن، بهنمایش گذاشتن، عرضه کردن تلقین کردن، باوراندن، قبولاندن، اثبات کردن، قانع کردن آسان کردن بهدام انداختن، فریفتن، شیفتن، مسحور کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
برایستاد کردن