وسیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وسیج . [ وَ ] (ع اِ) رفتاری است شتر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رفتاری تند و شتاب مر شتر را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (مص ) به رفتار وسیج رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
وسیج . [ وَ ] (اِخ ) از نواحی ترکستان است به ماوراءالنهر. (منتهی الارب ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (معجم البلدان ) (سمعانی ). قریه ای است نزدیک فاراب و محمدبن محمد طرخان فارابی از مردم آنجا است .