وسیله
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
منبع، اسباب، منابع، امکانات، مواد اولیه، مواد افزار، سازوبرگ، آلت، لوازم، ابزار ماشینآلات، وسایل، مصالح، اسلحه، وسیله نقلیه، اسبابآلات، اسباباثاثیه، اسباباثاثه حربه، سلاح دستاویز، بهانه استطاعت، توانایی، استعداد، توان تهیه علل، سرنخ، کلید، ماشه، آغازکننده، نقطه آغاز تأمین مالی، منابع مالی، ثروت، دارایی نیروی انسانی، منابع سازمانی، منابع طبیعی وسیله کردن، توسل