وشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وشا. [ وَ ] (اِ) گیاه اشق . (فرهنگ فارسی معین ).
وشا. [ وَ ] (اِ) صمغی است که بخور کنند بوی خوش را، این صمغ معطر است و در آتش ریزند و آن صمغ فرولا گالبانی فرا باشد، و آن را باریجه نیز نامند: کندر و وشا. (گیاه شناسی گل گلاب ).