وصایت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ یا وِ یَ) [ ع. وصایة ] (اِ.) پند، نصیحت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ یا وِ یَ) [ ع. وصایه ] (اِ.) پند، نصیحت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وصایت . [ وَ / وِ ی َ ] (ع اِ) وصایة. پند و اندرز و نصیحت . ◄ فرموده و فرمان و وصیت . (ناظم الاطباء) : در اثنای وصایت پسر خویش مهدی را میگفت . (کلیله و دمنه ). در مواسات و مراعات اوقاف اقوات او وصایت فرمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). - وصایت کردن ؛ وصیت کردن . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
سرپرستی، قیمومت، کفالت، ولایت سفارش، وصیت