واژه جو

وصواص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وصواص . [ وَص ْ ] (ع اِ) سوراخ پرده به مقدار چشم که بنگرند از وی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ روی بند خرد که دختران بر روی افکنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روی بند خرد. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سنگ ریزه ها در میانه ٔزمین یا در میان زمین سخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج، وصاوص . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی وصواص | واژه جو