وضع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وضع کردن . [ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ایجاد کردن . اختراع نمودن . قرار دادن . نهادن . - وضع کردن بیضه ؛ تخم نهادن . ◄ کاستن . کم کردن . منها کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وضع کردن . [ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ایجاد کردن . اختراع نمودن . قرار دادن . نهادن . - وضع کردن بیضه ؛ تخم نهادن . ◄ کاستن . کم کردن . منها کردن .