واژه جو

وظایف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وظایف . [ وَ ی ِ ] (ع اِ) وظائف . وظیفه ها. - اهل وظایف، ارباب وظایف ؛ وظیفه داران و ارباب استحقاق . (ناظم الاطباء). رجوع به وظیفه و وظائف شود. ◄ فهرستها و صورتهای مالیاتی . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی وظایف | واژه جو