وظیفه انجام دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
وظیفه خود را انجام دادن، کوتاهی نکردن، کم نگذاشتن، سنگ تمام گذاشتن، قصور نکردن، انجام وظیفه کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
وظیفه خود را انجام دادن، کوتاهی نکردن، کم نگذاشتن، سنگ تمام گذاشتن، قصور نکردن، انجام وظیفه کردن