واژه جو

وعاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وعاب . [ وِ ] (ع اِ) جایهای فراخ و گشاده از زمین . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). و این جمع وعب است . (اقرب الموارد). رجوع به وعب شود.

معنی وعاب | واژه جو