وغب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ) [ ع. ] (ص.) ۱- احمق، گول. ۲- ناکس، فرومایه. ۳- دارای بدن ضعیف.مترادفها و واژههای مرتبطپست، دون، فرومایه، ناکساحمق، گولضعیف، نحیف، نزارواژه قبلی: وغادتواژه بعدی: وغد