وفاق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(و) [ ع. ] (مص م.) سازگاری کردن، همکاری کردن.مترادفها و واژههای مرتبطارتباط، تناسب، توافق، ربط، سازواری، موافقت، همآهنگی، همراهی، یکدلی، یکسانی ≠ نفاقواژه قبلی: وفاسگالواژه بعدی: وفد