وقص
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(وَ) [ ع. ] (اِ.) عیب، نقص.
(وَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- شکستن (گردن و غیره). ۲- در علم عروض جمع بین اضمار و خبن. «آن است که دوم فاصله را بیفکنند (از متفاعلن) «مفاعلن» ماند و «مفاعلن» چون از «متفاعلن» منشعب باشد آن را موقوص خوانند یعنی گردن کوتاه و چون از سه متحرک فاصله بدین زحاف یکی ساقط میشود، آن را به کوتاهی گردن تشبیه کردند.