ولنگار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وِ لِ) (ص.) بی بند و بار، بی قید.مترادفها و واژههای مرتبطبدردنخور، بیبندوبار، بیتربیت، سهلانگار، شلخته، ولو، ویلان، هرزهواژه قبلی: ولنگ و وازواژه بعدی: وله