ولیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ولیة. [ وَ لی ی َ ] (ع ص، اِ) مؤنث ولی . (اقرب الموارد). رجوع به ولی (از ع، ص، اِ) شود. ◄ پشم آگند یا آنچه زیر پشماگند گسترند. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). برذعة. (اقرب الموارد). پالان خر و اسب . (غیاث اللغات از شرح نصاب ). ◄ توشه ای که زن جهت مهمانی فرودآینده مهیا کند. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج، ولایا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج، وَلیّات . (از اقرب الموارد). ◄ نزدیک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): دار ولیة؛ سرای نزدیک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ به استعاره بر سفینه و کشتی اطلاق گردد. (اقرب الموارد).