ومد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ومد. [ وَ م َ ] (ع اِ) گرمای سخت یا گرمای سخت مع ایستادگی باد یا تری و خنکی که در شدت گرما از طرف دریا آید، یا سختی گرمای شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ومدة. (منتهی الارب ). سختی گرمای شب . (اقرب الموارد). ◄ خشم . ◄ (مص )به خشم شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خشم گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ): ومد علیه غضب . (اقرب الموارد).
ومد. [ وَ م ِ ] (ع ص ) (لیلة...) شب سخت گرم . (منتهی الارب ). ومدة مثل آن است . (منتهی الارب ). ◄ خشمگین . (اقرب الموارد).