واژه جو

ونندر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ونندر. [ ] (اِخ ) ناحیتی است، شرقش براذاس، جنوبش خزران، مغربش کوه و شمالش مجفری و مردمانی اند بددل و ضعیف و درویش و کم خواسته . (حدود العالم ).

معنی ونندر | واژه جو