ونگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ) (اِ.) (عا.) صدای گریه بچه.(وَ یا وِ) (ص.) ۱- تهی، خالی. ۲- تهی دست، درویش.مترادفها و واژههای مرتبطتهیدست، سایل، گدا، مفلستهی، خالیزشت، کریهواژه قبلی: ونکولواژه بعدی: ونگ زدن