ونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ونی . [ وَن ْی ْ ] (ع مص ) سست شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ). مانده گردیدن و سست شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سستی کردن در کارها. (غیاث اللغات ). ◄ گذاشتن . واگذاشتن . ◄ برچیدن آستین را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ پیوسته کردن . (منتهی الارب ). ◄ باران باریدن . (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) ماندگی . (غیاث اللغات ). ◄ سستی . (شرح نصاب ).
ونی . [ وَ نا ] (ع اِمص ) ماندگی . ◄ سستی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (مص ) مانده گردیدن و سست شدن .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به وَنْی شود.
ونی . [ وِ نی ی / وُ نی ی ] (ع مص ) مانده گردیدن و سست شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).