وهاج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ هّ) [ ع. ] (ص.) فروزان، درخشان.مترادفها و واژههای مرتبطدرخشنده، شفاف، فروزان، فروزندهداغ، سوزانواژه قبلی: وهابیواژه بعدی: وهب