واژه جو

وهرجرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وهرجرد. [ وَ ج ِ ] (اِخ ) ورگرد. دهی جزو دهستان حومه ٔ بخش کرج شهرستان تهران در ٣ هزارگزی شمال راه شوسه ٔ کرج به قزوین . سکنه ٢٥٣ تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن، چغندرقند، صیفی، باغات و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی وهرجرد | واژه جو