وهف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وهف . [ وَ ] (علامت اختصاری ) رمز است «و هذا خلف » را.
وهف . [ وَ ] (ع مص ) وهیف . برگ برآوردن گیاه و سبز شدن و گوالیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نزدیک شدن . ◄ پیش آمدن و آشکار گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ نزدیک رسیدن و حاصل شدن و آسان گردیدن . ◄ خادم کلیسا گشتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). قیمی کلیسا کردن . (تاج المصادر بیهقی ).