وهم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ) [ ع. ] ۱- (اِ.) پندار، گمان. ۲- (مص ل.) تصوّر چیزی را کردن بدون قصد و اراده، به دل گذشتن.مترادفها و واژههای مرتبطظن، گمانپندار، پنداشت، تصور، خیال، فرضفکرواژه قبلی: وهلهواژه بعدی: وهمناک