وژولیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وژولیدن . [ وُ دَ ] (مص ) شور کردن . (برهان ) (آنندراج ). ◄ برانگیزاندن مردم را به جنگ . (برهان ). تحریک کردن و برانگیزاندن بر جنگ و جدال و مخاصمه . (ناظم الاطباء). تحریک کردن .جنباندن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ وزیدن باد و جز آن . (ناظم الاطباء). ◄ تقاضا نمودن . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ گزاردن کارها. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ ورغلانیدن و اغوا کردن . ◄ دل ربودن . گمراه کردن . ◄ فرونشانیدن تشنگی . (ناظم الاطباء).