وکال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وکال . [ وَ / وِ ] (ع اِمص ) سستی و کاهلی . (منتهی الارب ). کندی و بلادت و ضعف . (اقرب الموارد). گویند: دابة فیها وکال . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
وکال . [ وِ ] (ع مص ) مواکلة. به دیگری کار گذاشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). واگذار کردن بعضی به بعض دیگر کار را. (اقرب الموارد). ◄ اعتماد کردن . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ بد و سست رفتن ستور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).