وکوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وکوف . [ وَ ] (ع ص ) (ناقة...) شترماده ٔ شیرناک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ (سحاب ...) ابری که آهسته آهسته رود. اذا کانت تسیل قلیلاً قلیلاً. (اقرب الموارد).
وکوف . [ وُ ] (ع مص ) چکیدن سقف خانه و جز آن از باران . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). وکیف . رجوع به وکف و وکیف شود.