پابرهنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ رِ نِ) (ص مر.) ۱- بی کفش. ۲- تهیدست، بی چیز.مترادفها و واژههای مرتبطبرهنهپا، بیکفش، پاپتیبیچیز، بینوا، تهیدست، ندار، یکلاقبابیسروپا، پستواژه قبلی: پابرنجنواژه بعدی: پابست