پادیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
پادیز. (اِ مرکب ) پادیر. چوبی بود که از پس دیوار برافکنند. (حواشی فرهنگ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ) : دیوار کهن گشته نه بردارد پادیز یک روز همه پست شود رنجش بگذار. رودکی . نه پادیز باید ترا نه ستون نه دیوار خشت و نه آهن درا. رودکی . و شایداز پاودیز بمعنی دیس باشد یعنی شبه پا. و رجوع به پادیر شود. ◄ پائیز. خزان .