پارک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ انگ. ] ( اِ.) توقف اتومبیلها و دیگر وسایل نقلیه.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ انگ. ] ( اِ.) توقف اتومبیلها و دیگر وسایل نقلیه.
[ فر. ] ( اِ.) ۱- باغ وسیع پر درخت برای گردش و شکار. ۲- محفظهای توری برای نگه داری بچههای کوچک، مانک. (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پارک . (اِخ ) مونگو. جهانگرد و رحاله ٔ اسکاتلندی . وی دو بار به قصد اکتشافات جغرافیائی به افریقا سفر کرد و در نیژِر درگذشت . ولادت او بسال ١٧٧١م ./ ١١٨٤ هَ . ق . و وفاتش در سنه ٔ ١٨٠٥م ./ ١٢١٩ هَ . ق . بوده است .
پارک . (اِخ ) کرسی پادوکاله از ناحیه ٔ آرّاس دارای ٦٧٠ تن سکنه است .
پارک . (اِخ ) نام قناتی است در ملایر.
مترادف و متضاد واژهدان
باغ، باغملی، تفرجگاه، گردشگاه ایستگاه، توقفگاه
واژگان فارسی سره واژهدان
بوستان، باغچه، باغ